X
تبلیغات
رایتل

حکایت های من...

آمدم ...بنویسم ...آنچه خاک می خورد در این بی نهایت فکرم...

چهارشنبه 12 بهمن‌ماه سال 1384 ساعت 04:03 ب.ظ

عشق خدایی

امروز بهانه نوشتن من با بقیه روزها فرق داره امروز میخوام از کسانی بنویسم که مظهر

عشق... جوانمردی معرفت و بالاتر از همه کسانی که یه خط بطلان...

بر همه دلبستگی های دنیا کشیدند شاید حدس زده باشین

حسین....زینب.....عباس....حتی تکرار این اسامی لذت خاصی داره

هر وقت دهه اول محرم میرسه حال عجیبی دارم هم خوشحالم هم دلگیر

خوشحالم چون می تونم خیلی راحت و بی واسطه حرف دلمو بزنم گریه کنم

و دلگیر از این که چرا بعضی ها غا فلند از درک عظمت واقعه کربلا

ولی با تمام این حرفا   رشادت عباس ..صبر زینب..خون حسین

و بالاتر از همه عشق حقیقی این معصومین دریایی از حکمت و معرفته برای همه ما

اگر چشم بصیرت داشته باشیم که به یقین میبینیم اگر بخواهیم:

چشم دل باز کن که جان بینی       هر چه نادیدنیست آن بینی

 فرا رسیدن ایام سوگواری اما حسین بر همه دوستان

هم مرهمت        هم موهبت      هم تسلیت باد