X
تبلیغات
رایتل

حکایت های من...

آمدم ...بنویسم ...آنچه خاک می خورد در این بی نهایت فکرم...

دوشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1384 ساعت 10:11 ب.ظ

happy valentin to you

 

بهترین ارمغان من به عنوان یادگاری برای روز عشاق می تونه خیلی چیزا باشه مگه نه؟

شاید الان که این عنوان رو خوندید چیزای زیادی به فکرتون بیاد که هر کدوم می تونه

بهترین باشه .ولی من یه هدیه ی خوب برای عزیزم دارم

می دونید اون چیه؟؟ فکر نکنم بتونید حدس بزنید خودم میگم هم برای شما که کمی

کنجکاو شدید و هم برای کسی که می دونه چقدر برام مهمه.....

حالا روی سخنم با تو عزیزترینه :تنها هدیه من برای تو چیزی نیست جز سایه خودت

کا فیه چند لحظه چشماتو ببندی فقط حس کنی بعد به سایه خودت زیر نور مهتاب

نگاه کنی دیگه خودتو نمی بینی هر جا بری کنارتم همراهتم تمام احساسمو میتونی

با یک نگاه به سایت لمس کنی این می تونه بهترین یادگاری من برای تو در این

روز باشه تواًم با بهترین آرزوها...

اگر روزی رسد گردم بلا گردان چشم تو                      بدان کان امروز است گردم من فدای تو

روایت کرده اند امروز روز عشق و طنازیست              برای من برای تو همه عشاق و دیگر هیچ

برایت ارمغان من فقط یک سایه بود و بس                  که فردا خود به جای آن شوم هم پا و همراهت

فقط قدری تاًمل بایدت تا سر رسد هجران                     که زان پس روز وصل آید فقط اندک تحمل کن

Click for Full Size View