X
تبلیغات
رایتل

حکایت های من...

آمدم ...بنویسم ...آنچه خاک می خورد در این بی نهایت فکرم...

جمعه 11 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 07:51 ب.ظ

سکوت-نگاه-خون...

سلام عزیزان

یه عنوان خوب برای نوشتن تلفیقی از (سکوت...نگاه...خون)

باید سعی کنم و بنویسم از این کلمات چه برداشتی دارم

البته اگر بتونم کلمات رو خوب به بازی بگیرم یابه تعبیری

درست استفاده کنم.خوب برای شروع یه چند بیت شعر گونه..

سکوت کردم ببینم ....با نگاهم او چه خواهد کرد

سکوت کردم ببینم.... در نگاهم او چه خواهد خواند

سکوت کردم ببیند.... دریای خون در عمق چشمانم

که شاید باورش گردد... تمام شور و احساسم

که شاید باورش گردد...تمام شور و احساسم

نمیدونم هر وقت می خوام راجع به این موضوع ها بنویسم

کم می یارم آخه سکوت یه دنیا حرفه.یه جایی خوندم:

(نگاه فروزنده ی لهیب عشق است)پس میشه نگاهی تبدیل

به دریایی پر خون بشه جای کلمات رو بگیره

اما با این عشق های امروزی میشه گفت بیشتر شبیه یه

سرابه دور و دست تیافتنی؟؟؟!!!!!

حالا می خوام بدونم نظر شما دوستان در این مورد چیه؟؟؟

منتظرم