نمیدانم چرا باید چنین ساز مخالف سر کنم یکسر
نمیدانم چرا گردونه را وارونه میبینم
در این بهر خروشان ... دگر راه نجاتی نیست
نمیدانم چرا این چشمه را خشکیده میبینم
همه دنیای من شد شک و تردید و فقط یک چیز...
و آن اینکه دلی را عاشق و شیدای دلداری نمیبینم
چرا باید چنین باشد؟ چرا؟؟؟؟؟؟؟
زمانی بود ؛کاتب مشق عشق میکرد و دیگر هیچ
زمانی بود ؛درویشی و مهر و دوستی هر جا هویدا بود
چرا باید به جای مهر /کینه را مهمان دلها کرد
چرا باید به جای دوست / دشمن را هم اوا بود
چرا رسم زمان باید چنین گردد
همه دلها شده سنگی / همه در فکر آزارند
بدا بر حال ما / قربانیاتی بی سر انجامیم
عجب ره توشه ای داریم !!!!
چرا ما بی سرانجامیم؟ چرا تنهای تنهاییم.؟
و ختم کلام اینکه....
بی وقفه بر پیکره روزگار می کوبد
پتک عصیانگر گناه
با ثانیه هایی از جنس خطا
و عمری که به تاراج می رود
پس تمام خواسته هایت را در سینه حبس کن
و هرگز امید زندگی را
به زنگار خاکستری گناه / کینه /نفرت مفروش
خود را به تقدیر بسپار و اگر توانی داشتی مبارزه کن
تا آبدیده شود دلت برای مرگ آینده
برای مرگ آینده
سلام وب خیلی خوبی دارین خیلی جالبه مطالب خوبی توش گذاشتی .
اگه وقت کردی به من هم سری بزن خوشحال می شم
اگه خوشت اومد اگر ممکن بود وبلاگ من رو هم لینک کن
ممنون میشم
اگر نظری در مورد وبلاگم داشتی خوشحال میشم که دریغ نکنی
به امید دیدار در پناه حق موفق و سربلند باشی
بروز هستم و منتظر حضور گرم شما
تا سلامی دیگر بدرود
http://mohammaddezyani.blogfa.com/
سلام و درود بر شما و کلام متین و درست تان بسیار زیبا و شیوا می نگارید بسیار عالی صداقت در کلام و ساده ولی آموزنده و پر محتوا ....آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما را دارم در پناه حق ...................
الهی سینه ای ده آتش افروز
در آن سینه دلی و آن دل همه سوز
هر آن دل را که سوزی نیست ....دل نیست
دل افسرده غیر از آب و گل نیست
دلم پر شعله گردان سینه پر دود
زبانم سخن به گفتن آتش آلود
کرامت کن درونی درد پرورد
دلی درون درد و برون درد
به سوزی ده کلامم را روایی
کز آن گر میکند آتش گدائی
دلم را داغ عشقی برقبین نه
زبانم را بیانی آتشین ده
سخن گر سوز دل تابی ندارد
چکد گر آب از او آبی ندارد
دلی افسرده دارم سخت بی نور
چراغی زو به غایت دوستی دور
بده گرمی دل افسرده ام را
فروزان کن چراغ مرده ام را
ندارد راه فکرم روشنائی
زلطف پرتوی دارم گدائی
اگر لطف تو نبود پرتو انداز
کجا فکر و کجا گنجینه ای راز
ز گنج راز در هر کنج سینه
نهاده خازن تو صد دفینه
ولی لطف تو گر نبود به صد رنج
پشیزی کس نیابد زان همه گنج
چون در هر کنج صد گنجینه داری
نمی خواهم که نومیدم گذاری
به راه این امید پیچ در پیچ
مرا لطف تو میباید دگر هیچ .......دگر هیچ .............
گاهی اوقات عینک را باید کنار زد
و
چشم ها را باید شست
و از بنجره دیگری به زندگی نگریست
و
مثبت و منفی ها را باید در کنار هم چید
تا زیباییها در عمق زشتیها دید
عشق/نفرت
دوستی/دشمنی
.
.
تا نفرت نباشد نمی توان عشق را معنی کرد
و تا...
خودت تقدیر را بساز قبل از انکه
تقدیر تو را چنان بسازد که به
کامت خوش نیاید...
.
.
ایامت خوش
سلام من پرند هستم و اولین باره که میام تو وب قشنگت واقعا فوق العاده است شعرت که دیگه معرکه است خوشحال میشم که به وب من هم سر بزنی بای
سه ره پیداست
نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر
حدیثی که نمی خوانی بر آن دیگر
نخستین: راه نوش و راحت و شادی
به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی
دو دیگر: راه نیمش ننگ، نیمش نام،
اگر سر بر کنی غوغا، و گردم در کشی، آرام
سه دیگر: راه بی برگشت، بی فرجام
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت برداریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است!!!
سلام به ندای گلم
عزیزم نمیدونم چی بگم اما چرا اینقدر دلت غمگین شده پس اون ندای پر از نشاط وشادی کجا رفته
نکنه رفته گل بچینه؟
ندا جون خوشحال شدم بخاطر اون خبری که خودت بهم دادی وقتی دیدم خوشحال شدم ومیدونم همش بخاطر تلاش تو بوده نمیدونم چطوری پاسخگوی محبتت باشم الهی دختر به هر چی میخوای برسی
واما راجب به متنی که نوشتی خیلی سوز داشت ولی گلم هنوز هم میشه دلی عاشق وشیدا پیدا کرد به قول سهراب چشمها را باید شست جور دیگر باید دید
اره خانمی شک وتردید ودودلی رو از خودت دور کن درست نگاه کن اگه دلی همساز خودت پیدا نکردی به دیگری شک نکن میدونم که به مراد دلت میرسی فقط کافیه درست انتخواب کنی
خانمی هنوز هم میتونیم تو این زمونه دنیال کسی بگردی که یک رنگ ویک دل وبا صفاست ودیگه اینکه کسی که خدا رو داره هیچ وقت تنها نیست گلم
قربونت عزیزم واست آرزوی دلی شاد دارم
خانمی بخند تا دنیا بهت بخنده بخدا دلی غمگین هنوز واسه تو زوده از موقعیت ونوجوانیت خوب استفاده کن نزار دلت زنگار بگیره میتونی اونو با سجاده عشق شستشو بدی دلت رو صاف کن ویه راست برو پیش خودش اونی که درمون همه دردا پیششه وقتی خوب سک شدی یا علی بگو ودوباره شروع کن هنوز جا برای رفتن زیاد داری
آرزو مند موفقعیت تو خوبم
سلام ندا جان
تو هم داری میگی کاش به دنیا نمی آمدم آره ...
نوشته هات چند تا گوشه داشت
یک گوشش مربوط می شد به بیهوده بودن و عشق را فریاد زدن بدون هیچ طرفداری
ولی باید عاشق ماند و عشق را داد زد و به عشق رسید باید همیشه دل را پر از احساس کرد ُ هر دم باید بارید و هر دم باید گریخت آری گریز از شکست گریز از بی عاطفگی و گریز از انسانهای بی دل
همین و خاتم می شوم تا ختم کنم تمام دلتنگیا را
بازهم نداومطالب قشنگش
باباای ول
وبلاگ گروهی هم که داری
تبریککککککککک میگم
آخ...بازسلام یادم رفت
خوبیدخانومی
چه خبرا
عیدخوش گذشت
توی دعای تحویل سال..ازماهم یادی کردی
بنده که فراموشتون نکردم
نه شما..نه دوستان وبلاگ نویس دیگه رو
خوش بگذره
یاحق.....
کربلا منم با دستهایی که
نوشته هایش را بریده اند .
با سه سپید کوتاه به روزم و منتظر حضور پر مهر و نظرات ادیبانه شما .
بر قرار باشید و باقی
راستی تا یادم نرفته سلام
آبی زمین را گم کرده ام
ای ماه
مساحت زیبایی ات
مرا به عمق تجربه ای سیاه کشانده است
حالا بگو ای ماه
راه زمین....
از کدام سوی این شب سرد است ؟
میخواهم عاشقی کنم / همراهیم میکنی
سلام
دمساز شده ای با سازهایی که فرو می ریزند نغمه ی امید را
همسوز شده ای با شعله هایی که زبانه می کشند نابودی را
از جام- کدامین سیاهی ها سر کشیده ای . کاینچنین به صور
می دمی ؟
سرمشق از کدام سیه تخته به ارث برده ای . که اکنون در
تابوی- شک می لولی ؟
دل به تیر- کدامین خصم زخم کرده ای . که همه را و خود را
دشمن می پنداری ؟
پای . مغلول- کدامین زنجیر- زمین ساخته ای . که یارای-
گامت نیست ؟
عجب دارم !
عجب از دنیایی که به گوش های کوچکت . لاطائلات را زودتر از
بیداری ها آموخت .
بگذار به کامت تلخ بنشیند این هلاهل . که یک تار- موی- ندای-
دیروز . می ارزد به هزاران ندایی که اینچنین پیش- روی
می بینم ! .
( اینها برای آن پاراگراف- اولت )
و اما ختم- کلامت :
نه آن کفر ورزی و نه این مسلمانتر از مسلمانی !
خوب نخاستی لیک خوب به نشستی . و از این جهت شانس و
اقبال با تو همراه بود .
شاد باشید پایدار
بدرود
( رهگذر )
سلام ندا جان خیلی وبلاگت قشنگ
مخصوصا عکسای توی وبلاگت واقعا عالیه
سلام ابجی جونم
خوبی عزیز
اپ زیبایی بود
چرا خبر نکردی
من هم اپ کردم
بیا پیشم
منتظرتم
زندگی راز بزرگی ست که در ما جاری است زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست زندگی وزن نگاهی ست که در خاطره ها می ماند شاید این حسرت بیهوده که در دل داری شعله گرمی امید تو را خواهد کشت زندگی در? همین ا?نون است زندگی شوق رسیدن به همان فردائیست که نخواهد آمد
عالی بود کمه فوق العاده بود
سلام
انتخاب عکست هم عالی بود
موفق باشی
ممنون که خبرم کردی
سلام: با عرض سلام از اینکه من قابل دونستید ممنون.
یه معذرت خواهی من به شما گفته بودم اون آخرین پست خواهد
بود اما دلم نیومد اون طوری تمومش کنم برای همین تصمیم گرفتم
این شعر به عنوان آخرین پستم بنویس به نظر شما بستگی داره.
که موافقیت این اخرین پست باشه یانه . منتظر حضور پر مهرتون در وبلاگم هستم.
راستی سخن مدیر و عنوان ولاگ رو عوض کردم اگه نظر تون دربارهی اونها بگید ممنون میشم.
بارها و بارها نوشتم
اما اینبار مینویسم برای تو , برای لبخندی نو
برایت مینویسم ,مینوسم که بخوانی تا بدانی: در زندگی ام فقط تو را دارم
که بخوانی تا بدانی
تنها چیزی که سرکشی ام را آرامش می بخشد فقط تویی
که بخوانی تا بدانی
برایم همچون آب برای گل
برایت مینویسم که بخوانی و بدانی
من هرگز کسی را که با سختی دیگران در کنارش به آرامش رسیده ام آسان از دست نخواهم داد
مینویسم تا بدانی
وقتی آمدی پاییز بود
با آمدنت پاییز را بهار کردی
زندگی احساس من نه پاییز را داشته است و نه زمستان را
نگذار پاییز بیاید و ماندگار شود
نگذار زمستان بیاید و بهار گریزان شود و باز هم پاییز بماند
تو را به دل بهاریت قسم
بمان و فصل ها را بهم نریز
سلام ندا جان سال نو مبارک عزیز خوبی.نبینم هیچ وقت ساز مخالف میزنی.راستی من هم آپم
آمدم و از نوشتنت لذت بردم موفق باشید
سلام ...
آپم ..
هنوز زنده اس !
نه دیگه واسه ما دل نمی شه !!
عزیزم چرا ساز مخالف ؟
سلام
آسمن مغرور نیست تا غرورش بشکند اگر مغرور بود هیچ وقت نمی بارین هیچ وقت
زمین گناهی ندارد انسان است پر از نیرنگ و هزار رویی
به همین خاطر شهر بی احساس لقب گزاشته ام
سرانجام ما همان آخرت است
روز شرمندگی روز ترس و وحشت
تنهاییم چون عین خود را یافتن ساده نیست
صبر میکنیم اما روزی کاسه لبریز می شود آن روز است که از تنهایی در خواهی آمد
همه حرف سکوت می زنند
هیچ کس لب را تر نمی کند
ولی من نمی خواهم آشفتگی را با خود کول کنم
به عنوان یک آشنای دور اجازه می خوام بگم
سعی کن غم و تو دلت راه ندی
سعی کن جلوی اشکات و نگیری
سعی کن وقتی ناراحتی فریاد بزنی بلند و بلند
سعی کن بگی الحمد الله رب العالمین
فعلا
...
آپم ...
بسم الله الرحمن الرحیم مطلب خوبی دارین امیدوارم تو عید مارو از یاد نبرین وبا ناراحتی های قبل عید بیرون نریزید منتظرتون هستم
آدمـک آخــرِ دنیــاست، بخند
آدمـک مـرگ هـمین جاست، بخند
آن خـدایی که بـزرگش خوانـدی
به خـدا، مثـل تـو تنهـاست، بخند
دستخطی کـه تـو را عاشـق کرد
شوخـیِ کاغــذی ماسـت، بخند
فکر کن دردِ تـو ارزشـمند است
فکر کن گریـه چـه زیباست، بخند
صبحِ فردا به شبت نیست که نیست
تـازه انگار کـه فـرداسـت، بخند
راستـی آنچـه بـه یــادت دادیم
پَر زدن نیست کـه درجاسـت، بخند
آدمــک نغمــهء آغــاز نخوان
به خــدا آخــر دنیـاست، بخند ..
خوش باشی و کامروا
سلام و یه سلام خوب
انگار نوشته هام یکمی بر باورها اضافه نمود ای کاش همچنین باشد
بالاخره دوست من
در ضمن دوست من آخر زمان و من ندیدم که بدونم .فقط اعتقاداتم بیشتره
می دونی زمان ماند تا بایستد پس سعی کن با خوش رویی به سر بری و فقط با یک دست نگهش داری می دونی چی رو میگم با یک دست نگهش داری .....؟
این یک سواله که اگه جواب درست و بدی می فهمم که ...
فعلا
شاید این دیوار خراب شه من و تو با هم بمیریم
توی یک دنیای دیگه دستای هم و بگیریم
شاید اونجا توی دلها درد بی زاری نباشه
میون پنجره هاشون دیگه دیواری نباشه
راستی ندا جان
این آهنگی که تو وبلاگت گزاشتی برام ایمیلش کنی ممنون میشم
فعلا
سلام دوست من
جدا که زیبا و با احساس مینویسی . گاهی اوقات فکر میکنم که در این ۱۷ سال عمر چه دیدی؟؟؟؟؟؟؟؟
به روز هستم.
خدانگهدار
سلام.
.
دگر بار زندان زمان توسط من به آپیدن گرفته شد.
.
.باشد که بیایی و بنظری و لذت ببری و ...
.
.
.
خوبی؟
..
.
خب با زبون بی زبونی / می خوام اینو خوب بدونی / " من آپیدم " /
.
.
.
بازم رفتم سراغ حمید جون.
.
یه فاتحه واسه حمید مصدق بخون
.
.
.یادت نره هااااااا.
.
شاعر فقط 2 تا
حمید مصدق
احمد شاملو
.
.
.
.
.
.
خودتم اینو خوب می دونی
.
.
.
دیگر تبار تیره انسان برای زیست
محتاج قصه های دروغین خویش نیست
ما ذهن پک کودک معصوم را
با قصه های جن و پری
و قصرهای نور
آلوده می کنیم
ایا هنوز هم
دلبسته کالسکه زرینی ؟
ایا هنوز هم
در خواب ناز قصر های طلایی را
می بینی ؟
.
.
.
خوب بود مگه نه ؟
.
.خیلی قشنگ بود این از حمید مصدق بود
.
.
.
یکی دیگه هم هست بیا تو وبلاگ بخونش.
.
البته اگه به شعر علاقه داری
.
.تخریبتم خیلی زیاد / به چشماتم خیلی میاد
.
.
بای
.
.
.~~~~~~~~~~$$$$$$
~~~~~~~~~.$$$**$$
~~~~~~~~~$$$"~~'$$
~~~~~~~~$$$"~~~~$$
~~~~~~~~$$$~~~~.$$
~~~~~~~~$$~~~~..$$
~~~~~~~~$$~~~~.$$$
~~~~~~~~$$~~~$$$$
~~~~~~~~~$$$$$$$$
~~~~~~~~~$$$$$$$
~~~~~~~.$$$$$$*
~~~~~~$$$$$$$"
~~~~.$$$$$$$....
~~~$$$$$$"`$
~~$$$$$*~~~$$
~$$$$$~~~~~$$.$..
$$$$$~~~~$$$$$$$$$$.
$$$~~~~$$$*~'$~~$*$$$$
$$$~~~'$$"~~~$$~~~$$$$
3$$~~~~$$~~~~$$~~~~$$$
~$$$~~~$$$~~~'$~~~~$$$
~'*$$~~~~$$$~~$$~~:$$
~~~$$$$~~~~~~~$$~$$"
~~~~~$$*$$$$$$$$$"
~~~~~~~~~~````~$$
~~~~~~~~~~~~~~~'$
~~~~~~~~..~~~~~~$$
~~~~~~$$$$$$~~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~~$$$$$"~~.$$
~~~~~~~"*$$$$$
سلام دوست عزیزم
امیدوارم حالت خوب باشه.
متنه خوبی نوشته بودی.ولی یک چیزی که برام جالب بود پست ۵شنبه دوم فروردینته که تغییرش دادی (قابل توجه آقا پسرا.... و دختر خانومای گل .............. )
فکر می کنم یک چیزش رو حذف کردی مگه نه؟
ولی ایی کاش از اول نمی نوشتیش که بخوایی حالا حذفش کنی.
یا حق
پس این ها همه اسمش زندگی است
دلتنگی ها دل خموشی ها ثانیه ها دقیقه ها
حتی اگر تعدادشان به دو برابر آن رقمی که برایت نوشته ام
برسد
ما زنده ایم چون بیداریم
ما زنده ایم چون می خوابیم
و رستگار و سعادتمندیم
زیرا هنوز بر گستره ویرانه های وجودمان پانشینی
برای گنجشک عشق باقی گذاشته ایم
خوشبختیم زیرا هنوز صبح هامان آذین ملکوتی بانگ خروس
هاست
سرو ها مبلغین بی منت سر سبزی اند
و شقایق ها پیام آوران ایه های سرخ عطر و آتش
برگچه های پیاز ترانه های طراوتند
«حسین پناهی»
شاد زی
شبی که آوای نی تو شنیدم
چو آهوی تشنه پی تو دویدم
دوان دوان تا لب چشمه رسیدم
نشانه ای از نی و نغمه ندیدم
تو ای پری کجایی؟
که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان
دری نمی گشایی
من همه جا پی تو گشته ام
از مه و مهر نشان گرفته ام
بوی تو را ، ز گل شنیده ام
دامن گل از آن گرفته ام
تو ای پری کجایی؟
که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان
دری نمی گشایی
دل من سرگشته تو
نفسم آغشته تو
به باغ رویاها چو گلت بویم
در آب و آیینه چو مهت جویم
تو ای پری کجایی
در این شب یلدا ز پی ات پویم
به خواب و بیداری سخنت گویم
تو ای پری کجایی
مه و ستاره درد من می دانند
که همچو من پی تو سرگردانند
شبی کنار چشمه پیدا شو
میان اشک من چو گل وا شو
تو ای پری کجایی؟
که رخ نمی نمایی
از آن بهشت پنهان
دری نمی گشایی
تو ای پری کجایی کجایی کجایی
به خاک من گذری کن چو گل گریبان چاک
که من چو لاله به داغ تو خفتهام در خاک
چو لاله در چمن آمد به پرچمی خونین
شهید عشق چرا خود کفن نسازد چاک
سری به خاک فرو بردهام به داغ جگر
بدان امید که آلاله بردمم از خاک
چو خط به خون شبابت نوشت چین جبین
چو پیریت به سرآرند حاکمی سفاک
بگیر چنگی و راهم بزن به ماهوری
که ساز من همه راه عراق میزد و راک
به ساقیان طرب گو که خواجه فرماید:
اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک
ببوس دفتر شعری که دلنشین یابی
که آن دل از پی بوسیدن تو بود هلاک
تو ای تن به راحت برو به خواب ابد
که پاکباخته از رهزنان ندارد باک
سلام ندا
چه خبر و احوال ...؟!
نبودم حسابی انجمن گروهی شعر و شاعری راه انداختیا
* * *
ندا تو جزو دوستای خوب و با معرفت وبلاگ نویس هستی
جدی میگما ... نمی دونم باید چه جوری تشکر کنم
یه سال خوب پر از امید و موفقیت
آرزوی من برای دوست گلی مثل ندا
... تا بعد
ببخشید ندا جان من نتونستم بیام دیدنتون خیلی خوشحال شدم برام آف گذاشتید موفق و پیروز باشید در ضمن سال جدید هم مبارک
سلام ندا جان
حال شما؟
شعر زیبایی بود مثل همیشه......
موفق باشی. . .
سلام الیک
اون همیشه با محبت برای من دیگه نیستی
نگو نگو
...
منتظر یه حرف دلگرم کننده هستم
بیا و خوشحالم کن
فعلا
____________**__**_____* __________
___________***_*__*_____* _________
__________****_____**___****** ____
_________*****______**_*______** __
________*****_______**________*_**
________*****_______*_______* _____
________******_____*_______* ______
_________******____*______* _______
__________********_______* ________
__***_________**______** __________
*******__________** _______________
_*******_________* ________________
__******_________*_* ______________
___***___*_______** _______________
___________*_____*__* _____________
_______****_*___* ________سلام ____
_____******__*_** _________________
____*******___** __________________
____*****______* __________________
____**_________* ______به روزشد__
_____*_________* __________________
_____________*_* __________________
______________** __________________
http://martek.blogfa.com
خوشحال می شم سربزنی
موفق باشی
بدرود
...چاره ای جز این ندارم آخه خون شدی تو رگ هام...می میرم اگه نباشی بی تو من بد جوری تنهام...من چه جوری تو رو خواستم ؟تو چه جور ازم گذشتی...
--------
سلام
میخونه ی **حضرت عشق** آپ دیت شد !
منتظرتم
قربانت
فعلا....
--------- یا حق !---------
سوزی دارد این سرما
خطی دارد مشکین
که جاده پهناوریست
وباید سفر کرد تا به اعماق وجود
وخاهی پیداکرد آن زمرد عشق را وبر سطح ستون
پایدار غم نهاده تا بهانه باشد که کمی شاد شود
سلام[گل][گل]
من آپم خاستی سر بزن[گل]
تا بعد[گل][گل]
حالا من که هستم؟دیده می دوزم به این دنیای ظلمت که برایم مهیا کردی... چشمانم را به درد فراقت کور کردی...من تبعید شدم به نا شناخته ترین جزیزه ارزوهای محال...هوای اینجا هم ماتم گرفته است... ابرهای خاکستری احساسم به حالم زار زار گریه می کنند...
سلام...
NEW UPDATE
بدرووووووووووووووووود.
گر با من وداع کردی
مرا با غم رها کردی
گنه کردی گنه کردی
گناهت را نمی بخشم.................
سلام الیک
ممنون دوست من بابت همه چیز نوشته هاتون خیلی آرامم کرد خیلی زیاد
برای همان جاده ای که تو را برایم داد می نویسم برای جاده ی خاکی که بدون عشق گلی در آن نخواهد رویید پس بمان و بدان بدان که همیشه فراغ نیست که انتها را خواهد آورد.
هر آن چه تو خواهی مال تمام عزیزانت
در پناه خدا
شاد یاشـــــــــــا و سلامت
به خاطر لطفی که به دوستتون داشتین خوشحالم.
بین من واون از این حرفها زیاد اتفاق میفته.
ولی به خاطر شماهم که شده دیگه اونجا نمیرم تا ناراحتتون نکنم.
اینجاست که جا داره بگیم چه خانم با شخصیتی. لذت بردم خانم.اما می دونی ایمان نیست که عاطفه ها لکه دار شده.خیلی گشتم و فهمیدم عشق فقط برای خداست و بس.این دوست داشتنهاست که می شه روش کمی حساب کرد .همین
سلام
تو باش
و ساز- مخالفت بزن
ولی بزن . خاوشی- این ساز . خاموشی دلی است که
عصیانگری برایش یعنی حیات !
بدرود
( رهگذر )
یه دختر 18ساله و این حرفا؟؟؟
خوبیها را نفس بکش زشتیها خودبه خود می روند.
سلام ندا خانم
به ما که سر نمی زنی مثل اینکه ما رو یادت رفته خانمی
طرفهای ما هم بیا
دلی که ساده نباشه مثل رود یک پارچه نباشه
پایی که به راه نباشه دلی که بی تاب نباشه
چشمی که راحت نباره تو رو یاد من نیاره
توی شبها با ستاره بمونه با غم دوباره
روزی که سراب نباشه آخر شاهنامه باشه
شبی که باغم تموم شه روزی که بارونی باشه
روزی بی غروب نباشه شبی بی ترانه باشه
چشم من خسته به راته میباره، توی عزلت دوباره
ناتمومه قصه ما چه قشنگه انتظارت
به من محبت کن
که ابر رحمت اگر در کویر می بارید
به جای خار بیابان بنفشه می رویید
و بوی پونه وحشی به دشت بر می خاست
چرا هراس چرا شک ؟
بیا که من بی تو
درخت خشک کویرم که برگ و بارم نیست
امید بارش باران نوبهارم نیست
اغاز راه دوست داشتن است
گر چه پایان راه نا پیداست
من دگر به پایان نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
ندا جان سلام
خیلی علی بود زیبا اپ می کنی
اخره هفته اپ می کنم شاید اخرین باری باشه که اپ می کنم
خوشحال می شم سر بزنی
موفق باشی