X
تبلیغات
رایتل

حکایت های من...

آمدم ...بنویسم ...آنچه خاک می خورد در این بی نهایت فکرم...

شنبه 8 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 06:35 ب.ظ

 

سلاممممممممممم من اومدممممممم

از اینکه این مدت نتونستم به کسی سر بزنم شرمنده .جبران میکنیم در اولین فرصت

و یک دنیا سپاس از دوستانی که فراموشم نکردن و بهم لطف داشتن

واقعا شرمنده ی همگیتون هستم .

خوشحالم که دوباره میتونم با دوستام باشم .

و..............

هیچ چشمداشتی ندارم از آنان که دوستشان دارم آنان آزادند و رها
حتی اگر تمام دلخوریهای عالم را به یکباره بر سرم خالی کنند.
به دوش خواهم کشید هر آنچه که بر شانه هایم نهادند
خداوندا توانم ده
تا غم های دیگران را بر دوش کشم
و به من یک دنیا شادی عطا کن
تا آنها را میان عزیزانم تقسیم کنم

 

به قول مامی جونم  هم تعالی شما عزیزان ارزوی من . فعلا