X
تبلیغات
رایتل

حکایت های من...

آمدم ...بنویسم ...آنچه خاک می خورد در این بی نهایت فکرم...

شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1384 ساعت 03:43 ب.ظ

بهانۀ نوشتن

بهانۀ نوشتن من از روزی شروع شد که سری به چت روم ها زدم

چه جایی؟!!! چه آدمایی؟!!! بعضی ها اونقدر پست و رذلن که برای

ارضای خواسته هاشون هر کاری میکنن . بعضی ها اونقدر پاک و

معصوم که وقتی حتی یکی با احساسشون بازی میکنه آروم و بی صدا

میشکنن ولی چیزی نمیگن . فهمیدم حد وسطی نیست یا غالبی یا مغلوب.

کمتر کسی هست که واقعا دنبال یه همدم ... مونس یا حتی یه گوشه شنوا باشه.

آدم حیفش می یاد عجب دنیایی!! عصر تکنولوژی- اینترنت - چه تبادل افکاری؟!!

خنده داره نه ؟؟فکر میکنم درست مثل یه بازیه : یه طرف دخترا     یه طرف پسرا

آخر این بازی از الان معلومه آخه کسی رو بازی نمیکنه

حالا شما بگین منه دختر ۱۷ساله که نه میخوام غالب باشم و نه مغلوب چیکار کنم

خوشحال میشم اگه نظر دوستامو بدونم ........

گویند به هم مردم عالم گله خویش          پیش که روم من که ز عالم گله دارم؟؟؟؟؟؟؟؟